سیستمهای زندگی توضیح میدهند که چگونه موجودات زنده و محیط آنها با هم کار میکنند. یک اکوسیستم شامل گیاهان، حیوانات، میکروارگانیسمها و بخشهای غیر زنده محیط مانند آب، خاک، هوا و نور خورشید است. ایده کلیدی وابستگی متقابل است: موجودات زنده به یکدیگر و به شرایط محیطی وابستهاند. وقتی اکوسیستمها سالم هستند، منابع در سیستم چرخه میزنند و زندگی با تعادل ادامه مییابد. وقتی اکوسیستمها آسیب میبینند، سیستم کمتر پایدار میشود و کمتر قادر به بازیابی از تغییراتی مانند خشکسالی، بیماری یا طوفان است.
جریان انرژی یک ویژگی مرکزی اکوسیستمها است. نور خورشید توسط گیاهان از طریق فتوسنتز جذب میشود و قندهایی ایجاد میکند که انرژی را ذخیره میکنند. حیوانات با خوردن گیاهان یا خوردن حیوانات دیگر انرژی کسب میکنند. تجزیهکنندگان مانند قارچها، کرمها و باکتریها مواد مرده و زبالهها را تجزیه میکنند. این مواد مغذی را به خاک و آب بازمیگرداند که از رشد جدید گیاهان حمایت میکند. بدون تجزیهکنندگان، اکوسیستمها با مواد مرده مسدود میشدند و مواد مغذی به طور کارآمد به سیستم باز نمیگشتند. به همین دلیل است که تجزیهکنندگان گاهی به عنوان بازیافتکنندگان طبیعت نامیده میشوند.
زنجیرههای غذایی یک مسیر ساده انتقال انرژی را نشان میدهند، اما شبکههای غذایی پیچیدگی واقعی را نشان میدهند. یک حیوان ممکن است بسته به فصل و دسترسی، غذاهای زیادی بخورد و بسیاری از حیوانات ممکن است به یک گیاه وابسته باشند. این پیچیدگی میتواند اکوسیستمها را مقاومتر کند زیرا مسیرهای متعددی برای انرژی وجود دارد. با این حال، این همچنین به این معنی است که یک تغییر عمده میتواند به طور گستردهای گسترش یابد. اگر یک گیاه کلیدی ناپدید شود، بسیاری از حیوانات ممکن است غذا را از دست بدهند. اگر یک شکارچی حذف شود، جمعیت طعمه ممکن است بیش از حد بزرگ شود و به زندگی گیاهی آسیب برساند. تعادل به معنای ثابت نگه داشتن اعداد نیست. بلکه به معنای نگه داشتن سیستم در محدودهای است که میتواند زندگی را حمایت کند.
عوامل محیطی اکوسیستمها را شکل میدهند. دسترسی به آب میتواند تعیین کند که کدام گیاهان زنده میمانند که بر حیوانات تأثیر میگذارد. کیفیت خاک بر رشد گیاهان تأثیر میگذارد که بر گیاهخواران و سپس شکارچیان تأثیر میگذارد. الگوهای دما و فصلی بر تولید مثل و مهاجرت تأثیر میگذارند. حتی تغییرات کوچک میتوانند رفتارها و روابط را تغییر دهند. به همین دلیل است که افرادی که به دقت طبیعت را مشاهده میکنند، اغلب میتوانند تغییرات را پیشبینی کنند، مانند زمانی که حشرات خاصی ظاهر میشوند، زمانی که گیاهان خاصی گل میدهند یا زمانی که حیوانات خاصی حرکت میکنند.
تأثیر انسان اکنون یک عامل عمده در بسیاری از اکوسیستمها است. پاکسازی زمین زیستگاهها را از بین میبرد. آلودگی میتواند آب و خاک را مسموم کند. صید یا شکار بیش از حد میتواند گونهها را سریعتر از آنچه که میتوانند بازیابی کنند، حذف کند. معرفی گونههای جدید میتواند تعادل محلی را مختل کند اگر گونه جدید شکارچی نداشته باشد یا بیماری را گسترش دهد. مردم همچنین میتوانند با کاهش زباله، تمیز نگه داشتن آب، کاشت درختان و مدیریت منابع با دقت، از اکوسیستمها محافظت کنند. مراقبت از اکوسیستمها فقط درباره حیوانات نیست. بلکه درباره حفاظت از سیستمهای پشتیبانی زندگی است که مردم برای غذا، آب تمیز، خاک پایدار و جوامع سالم به آنها وابستهاند.
یادگیری سیستمهای زندگی به شما کمک میکند تا انتخابهای آگاهانهای داشته باشید. این کمک میکند توضیح دهید چرا حفاظت از تالابها میتواند سیل را کاهش دهد، چرا حفاظت از جنگلها میتواند به کیفیت آب کمک کند و چرا حفاظت از گردهافشانها از محصولات غذایی حمایت میکند. تفکر سیستمی حقایق پراکنده را به درک قابل استفادهای از چگونگی پیوستگی زندگی و اهمیت مدیریت دقیق تبدیل میکند.